عنوان نداره که دیگه - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 22:42
شهرمان باید آرام شود.مردم باید آرام شوند.و آنوقت خانواده های شهدا و زخمی ها بیایند.جیغ بزنند...داد بزنند...و دوباره آهسته نگاهشان کنیم.مثل همان روزهای سیستان. میدانی!انگار خیلی از اتفاقات تروریستی سیستان میگذرد.خیلی که گذشت یادمان رفت که این چند سال امنیت را چه کسانی تامین کردند.خیلی که گذشت نشستی
تنها در تو به حیرت می نگرم |جانا| ! - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 23:41
نه من سراغ شعر میروم نه شعر از من ساده سراغی گرفته است... سید علی صالحی
که اگر این را نگفته بودید تا حال جان داده بودم.. - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 23:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
و ببخشیَم... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 23:41
کاش عودت بیهوده نباشد...
واگویه... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 23:41
وقتی قسمتت نیست نیست.حالا هی تقلا کن،خودت را به در و دیوار بکوب،گریه و عجز و ناله کن و پا به زمین بزن.نمیشود که نمیشود که نمیشود. اگر از اول خودت مثل انسان با شعور خودت را جمع کنی و به قسمت تن دهی حالت بهتر است.اما اگر نه با خفت تمام محکوم میشوی به دل کندن.از من گفتن.حالا هرکاری میخواهی بکن
دوباره امروز رسید.. - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 23:41
پارسال و پارسال ترها هیچوقت و هیچوقت دم دم های رحلت امام - که سخت به زبانم میچرخدو بیشتر دوست دارم شهادت صداش بزنم-اینقدر غم بر دلم نمی نشست امسال انگار میکنم که عزیز نزدیکی م را، عزیز دلم، اسطوره ام را از دست داده ام و این حس با اینکه بوی نویی میدهد اما عجیب آشناست برام بوی دره گل زرد تمام فکرم
هعی - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 23:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تبریک:) - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 13:22
تبریک! ما ماندیم و قصههای پر غصهمان و شما ماندید و رأیی که دادید... . تبریک به مردمی که به یک #قاتل که جان #قاتلان فرزندان ایران را گرفته بودند را گرفت، رای ندادند! تبریک به مردمی که با انتخاب هوشمندانه شان، مانع از آن شدند که دیواری بین دختران و پ
با تاکید بر روی «گر» - تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 10:50
وثتی کامنت دوست جان رو دیدم که آمده و تعریف الکی میکند و میگوید بعد مدت ها پست هام را به صورت انفجاری خوانده،نشستم ببینم دقیقا چه خوانده! اخ که چقدر انگار این چه این هارا نوشته کسی جز من است.. اخ که چقدر این گذر اتفاق نمی افتد و من همینطور فرو میروم و حتی نه اینکه یک جا بایستم،فررررو میروم.. از یک ج...
در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 22:29
ای عشق ستاد انتخاباتت کو؟!..
جز شرمساری از خودم چیزی ندارم.. - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 15:28
فقط میخواهم بنشینم و به صورت هنوز ندیده تان خیره شوم و اشک بریزم و هیچ نگویم و شما فاصله ی بین خواستن و توانستن را بی از من میدانید.که من نه اینکه خودم بخواهم،که نمیتوانم کاری جز این کنم. . فاخته ی بی بال و پر.. +که هم آواز شما در قفسی افتاده ست .
روزهای هنوز نیامده ی عزیزم..! - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 0:00
چهار زانو نشسته و روزهاش را گره میزند. دلش تنگ شده،برای تمام روزهای رفته،تمام روزهای هنوز نیامده. چهارزانو نشسته و گره ی موهاش را میکشد که ببیند تا کجای شانه اش می آیند اما هنوز کوتاهند.خیلی کوتاه. چهارزانو نشسته و برای تک تک خاطره هاش فاتحه میخواند
رابطه ی بهار و تو و بغض و دلتنگی پیچیده تر از این حرف هاست - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 22:23
تصدقت بروم میبینی؟بهار با باران هاش کمر همت بستند برای قتل م و تو انگار نه انگار باشداما خون من پای توست.خودت میدانی.
چه زندان و چه خانه...! - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 20:22
در اوج خستگی باشی و دستت به رفیقت نرسد. نه در دنیای واقعی حتی وقتی یک جایید نه در تلگرام حتی وقتی هر دو آنلاینید اما اون آنقدر حواسش باشد که بیاید و یک تومار نظر بذارد و هی هم تاکید کند فاخته حتما باید بخواند.و فاخته بخواند.و خستگی از جانش برود. این
غم انگیز ترین حالت غمگین شدن... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 20:22
قِفانَبْکَ* مِن ذِکرتی... *بایستید گریه کنیم...
شبیه این جمله های مسخره ی اینستایی و تلگرامی.اما خب..! - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 20:22
میدانید بگذارید آدم ها ازادانه شمارا انتخاب کنند و حتی اگر روزی انتخابتان کردند و بعد پشیمان شدند هیچوقت به رویشان نیاورید تا ازادانه بروند.به زور ماندن جز خودشان شما را هم ازار خواهد داد.
من راه خانه ام را گم کرده ام اقایان.. - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 20:22
از اینهمه فکر مغز درد گرفتم. یعنی همه ی آدم ها به اندازه من هیچکس رو اونقدر شبیه خودشون ندارن که ته تهش با خودشون حرف میزنن یا فقط من اینطوریم؟ تک دل این بازی من نیستم.شاید تک دل بیخیال ترین آدم این بازی باشه.اما من حتم دارم که همه آدمایی که بهشون مبتلام تک دلن و من خستم از اینهمه فرار و گریز و دنبا...
خوشحال تر از این؟ - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 20:22
تک دل بعد بیش از یک سال خودش را پیدا کرد و باز گشت و قسم به حسین علیه السلام که تا مضطر نشده باشی نخواهی دریافت که سفینه النجاه یعنی چه
کافیه یا بازم بگم؟! - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 20:22
تا کی خودمان را به آن راه بزنیم؟! ۱ میرسیم به اختلاس هشت هزار میلیاردی صندوق ذخیره ی فرهنگیان و نجومی بگیران که در فیش حقوقیشان حتی حق تفریح فرزندانشان هم محاسبه میشد و نوبخت سخنگوی دولت در مورد این ها میگفت که : اینها ذخیره ی انقلابند!! ۲ امتیازات
گلستانِ مغموم ما... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 20:22
آخ ایران همیشه رنجور و دردکشیده ی من آخ ایران خسته ی من سرانجام باورت میکنند.. سرانجام می آید.. باید طاقت بیاوری باید طاقت بیاوریم سرانجام نزدیک است

برچسب‌های محبوب

چه خواهد کرد با ما عشق | قد حُرِمْتُ