در اوج خستگی باشی و دستت به رفیقت نرسد.
نه در دنیای واقعی حتی وقتی یک جایید
نه در تلگرام حتی وقتی هر دو آنلاینید
اما اون آنقدر حواسش باشد که بیاید و یک تومار نظر بذارد و هی هم تاکید کند فاخته حتما باید بخواند.و فاخته بخواند.و خستگی از جانش برود.
این باید ثبت شود.
در اینجا
در دل من
در دل همه ی رفیق دار های جهان
در دل تاریخ
"گفتم نگرانِ گفت و گویِ بلند من با باد نباشید
دهانم را نبندید، آزارم ندهید
خوابم را خراب نکنید
من نمیدانم سپیدهی نرگس کدام است
من نمیدانم شکوفهی دریا چیست
من از فاختههای سحرخیزِ درهی خیزران
هیچ آوازی نشنیدهام
فقط وقتی از بیتُالَحْم
به جانبِ جُلجُتا میرفتیم
حضرتِ یحیی گفت:
چه زندان و چه خانه،
هر دو سویِ همهی دیوارهای دنیا یکیست"
+این تنها قسمتی از تومار مذکور است.
و تو ای عزیزِ جان!چقدر بیشتر از همه میدانی که کِی به من چه بگویی.
+میشود شمارا به خدا حداقل تا جمعه تا میشود دعام کنید؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی