سه سال را در کانکس، زیر باران ،رو به پنجره ، ورق زدیم ..
+ترسناک است این گذر زمان.من اماده ی بزرگ شدن نیستم..
+این حجم از ذوقم برای باران غریب بود
+نه اینکه حتی به آن دو ارزو رسیده باشم اما همین خیال باطل فرزانه که میگفت رسیدی هم حال خوب کن بود برام.
+روزهای خوب سختی نیست.روزهای سخت خوبی ست..
(اصراری نیست که فرقشان را حس کنید)
برچسب: فرزانه,
نویسنده: نگار اسماعیلی