خرید بک لینک

من:چرا اینقد دیر اومدی بالا نگران شدم

محمدحسین:ببخشید اخه داشتم فکر میکردم

من:به چی؟

محمدحسین:به اینکه چی شد که یک موجود زنده رو کشتم!


*محمدحسین برادر کوچک ده ساله مه که از ذوق اینکه هشت روز دیگه میره تو یازده سالگی داره دیوارو گاز میزنه و من بهش نگاه عاقل اندر سفیه نمیکنم!چون به خودم رفته-_-

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 12:43

صفحه بندی