هوای امروز را دیدی؟
بهاری بود،دونفره بود.بوی عید می داد.
و تو،بهتر از هر کسی،میدانی که هوای عید چقدر دلتنگم میکند و چقدر یادم می اندازد که چقدر است که نیستی..
حالا تازه امروز که جمعه هم بود..
حالا تازه امشب که شام غریبان هم بود..
حق دارم امشب تمام شوم نه؟..
+آغاز سوختن
از در و دیوار نیست
آغاز سوختن
از قدرت نیافتن اسلام است...
+فکری ام باز،که اگر آن روز آن در نمی سوخت حالا بودید...حالا چقدر همه چیز بی حد و مرز زیبا بود..
فاخته..
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی