کاش میشد گرمای دست هام را برای همیشه میدادم به تو!
کاش میشد یک بلیط رفت و برگشت به خط استوا برات بخرم
کاش میشد دانشکده ی روان را ببرم انقلاب و زیر "آن سر در کوفتی"
کاش میشد بتوانم بی هوا و بی خبر بیایم دنبالت و با هم برویم آب زرشک بخوریم
کاش حداقل میتوانستم حرفی بزنم که حالت را خوب کند...
+چقدر بی عرضه م من..!
برچسب:
نویسنده: نگار اسماعیلی